فرهنگ

داستان اَغوزکا (گردوبازی)

این نوشته ی پژوهشی که می توان آن را مقاله ای علمی در حوزه مردم شناسی دانست، توسط سید محسن ابوالحسنی نوشته و برای درگاه گیلاس ارسال شده است. توصیه می کنیم مطالعه آن را از دست ندهید.

بازی تقریبا کنار گذاشته شده “اَغوزکا”، روزگاری آنقدر جذابیت داشت که بچه ها و حتی نوجوانان روستای گیلاس را در تابستان های دهه شصت و اوایل دهه هفتاد به خود مشغول و سرگرم کند. البته ابزار سرگرمی گروهی در هر دوره وجود دارد، اما به شکلی دیگر.
چه آنهایی که دائم می باختند و چه آنهایی که دائم می بردند، همه به این بازی علاقه داشتند و تنها فرقشان در دستان سیاه بازندگان بود که دائم باید گردوی تازه (پاسن) را آج میکردند.

از جذابیت این بازی همین بس که بچه های گیلاس که درپلمون منتظرآمدن سرویس مینی بوس برای رفتن به مدرسه گزانه میشدند، ازصرف فرصت ایجاد شده برای این بازی دریغ نمیکردند.

جذابیت اَغوز و اَغوزکا سبب می شد، اَغوزدارهای غول پیکر گیلاس از کَفتِل های پی درپی در امان نباشد. اما چند سالی است که دیگر کسی سراغ اغوزدارهای بالاباغ، پِخِنه، مَدَنی، خانم ملک، تهمینه خانم و مسجدپیش و … را نمی گیرد.

اصلاً شاید دقت نکرده باشید که بعضی از این درختان به دلایل غیر طبیعی دیگر وجود ندارند.

بجز تهمینه خانم که به سِره دارَش گفته بود که “وَچونِ کار نار، بِلا بَچینِن”، در بقیه جاها کفتل زنی بچه ها در مواقعی با عکس العمل هایی هم روبرومی شد ولی چه می شد کرد، اَغوزکا بود و….

البته بعد از چیدن گردوها (روشا زنی)، دیگر منعی برای پاچیناک گردوهای بازمانده روی درخت نبود.

شرایط و قواعد این بازی (اغوزکا) در منطقه لاریجان و یا حداقل در روستاهایی مانند گیلاس، کندلو، نیاک، کنارانجام، مون و اِنهه بصورت زیربوده است:
نوع بازی: کل کلی (kel keli)، کشتی(keshti) ، دو کشتی و .. (کشت شامل دو گردو است که روی هم قرار میگیرد)

تعداد بازیکن : تقریبا نامحدود تا حدی که مدیریت بازی سخت نشود.

لوازم مورد نیاز بازی: در هر بازی هر بازیکن حداقل باید یک نکه(Nakkeh) و یک کل(kel) برای بازی کل کلی و یا دو کل (برای بازی کشتی)داشته باشد.

شرایط بازی: کل ها یا کشت ها در یک خط با فاصله یک تا دو سانتی متر کاشته و نکه ها پرتاپ مشود تا محلی که هر فرد بازیکن برای هدف گیری ترجیح میدهد مشخص شود.

اولویت های هر بازیکن در هر بازی:

1- قار 2- پیش 3- پیش دنبال 4- پیش سنبال و پیش چهار مال و آخر …. البته این اولویت ها در بازی بعدی یک پله جابجا میشود. این اولویت ها با پرتاب نکه ها رابطه عکس دارد. کسی که قار است و یا قاری اش است، آخر همه نکه را پرتاپ میکند. و فردی که قار است به نوعی رهبر بازی هم محسوب مشود.

بشت کا یا بشتن: اگر کسی قاری اش می باشد میتواند اجازه دهد نکه ها بجای اینکه پرتاب شود، درمحل هدف گیری قرارداده شود.

دارا: کسی که نکه اش از کل ها و یا کشت ها کاشته شده فاصله بیشتری دارد. و باید زود تر از بقیه به سمت گردوهای کاشته شده هدف گیری کند.

خریگ وموک: نحوه رجونه گیری یا هدف گیری به سمت کل ها باید طوری باشد که نکه بصورت عمودی و یا حداقل بصورت زاویه دار نسبت به سطح زمین (موک) به کل ها برخورد کند و اگر بصورت غلطیدن (خریک) برخورد کند، خطا محسوب میشود.

کِلِموس: (kele moos) اگر فردی که نکه اش را به فاصله خیلی نزدیک از کل های کاشته شده پرداب کند تا در هدف گیری راحتر باشد می گویند. البته اگر بقیه که در فاصله دورتر و درنتیجه در اولویت هدف گیری قرار دارند “کلی” برایش باقی بگذارند.

سَگ دَس: کسی نشانه روی قوی دارد. و حتی در بعضی بازی ها به خاطر این نشانه روی قوی، آنها را بازی نمی دهند و یا اینکه شرط میگذارند که مکان نکه اش یا مکان نشانه روی اش حداقل 5 ویا 10 متر دور تر از محل کاشت کل ها باشد.

شریک: دو یا چند بازیکن میتوانند شریک شوند تا بتوانند بازی های بیشتری را ببرند و یا اینکه خطر لِخدون و یا حتی چِخدون شدن را کاهش دهند. در حالت عادی افراد ترجیح می دهند با یک سگ دس شریک شوند.

مومه(mommeh): کسی قاری اوست می تواند نکه اش را پرتاپ نکند و اصطلاح بماند تا تمام گرودوهای مورد هدف قرارنگرفته شده را- در آن بازی- برای خود بردارد. البته اگر گسی در کِلِموس نباشد.

شیطون: قاری میتواند درازای کاشتنن یک ” کِل” اضافی شیطون شود و این کار دو مزیت دارد 1- بدون اینکه نکه خود را پرتاپ کند، در محل دورترین نکه قرار گرفته و بعنوان اولین نفر به سمت کل ها و یا کشتها هدف گیری کند و 2- شیطون میتواند تمام گرودوهای مورد هدف قرارنگرفته شده را- در آن بازی- برای خود بردارد.

زَمه شیطون: کسی که کل اضافی برای شیطون شدن ندارد می تواند مانند حالت شیطون بعد از زدن نکه به سمت گردوهای کاشته شده، یکی از کل های زده شده را بعنوان شیطون بکارد یا در غیر اینصورت نکه خود را بعنوان کل اضافی(شیطون) بکارد.

خریمه(kharimmeh): خریدن فرصت نشانه روی یک بازیکن توسط یک بازیکن دیگردر ازای یک یا چند “کل”

کِل کشه بن (kel kashe ben) :عملی که برای جادو کردن عمل نشانه روی یک بازیکن انجام میدهند. خصوصا برای سک دس ها تا نکه اش به کل های برخورد نکند.

پسون(pesson): مکانی امن برای جاسازی گردوهای اضافی که هر شخص بازیکن از طریق تازدن شلوار از محل کش شلوار ایجاد می کند(ایجاد می کرد).

لختون: کسی که در بازی بیشتر گرودهایش را ببازد اصطلاحاً لختون شده است.

چِخدون: کسی که تقریبا تمام و یا حتی نکه اش را ببازد چخدون شده است.

اصطلاحات دیگر این بازی: سرنک، کوش سرنگ، شق شاب گی: دوشق شاب گی، ورا، نکه چسبی و…

و بقول مولوی:
خنک آن قمار بازی، که بباخت آنچه بودش بنماند هیچش الا، هوس ِ قمار دیگر

عکس هایی از آخرین گردوبازی در روستای گیلاس:

ایمیل درگاه گیلاس:
gilasiha@gmail.com

16 دیدگاه در ”داستان اَغوزکا (گردوبازی)

  1. ماشاالله به حافظه آقا محسن، دستت درد نکنه ،ما رو بردی قدیم قدیما،
    با این اوصافی که شما از اغوذکا گفتی نیاز به یک فدراسیون مستقل داشت
    اگه میتونی اسم بعضی از سگ دستها و اونایی که کلموس کار میکردن رو منتشر کن ،
    حاج محسن،جر هم کسی میزد؟

  2. سلام. بورين كنار سگ دست بمو. من نامرد باشم اگه سال بعد اين بازي ره دباره اگه زنده نگننم… اگه خدا بخواد در اين دنيا دووشم

  3. خيلي صميمي و نوستالژيك بود اين نوشته؛ حتي براي من كه هيچ وقت حرفه اي گردو بازي نكردم

  4. آقاي مهندس محسن ابوالحسني خيلي ممنون از نوشته هايت .
    آقاي مهندس اگر مي تواني از” چريك مريكا” هم چيزي بنويس

  5. آخر تابستون بود و می خواستن گروه سرود تشکیل بدن. آقای نقویان بعد از اینکه از داوطلبین تست صدا گرفت، یک شرط دیگر هم برای عضویت در گروه گذاشت: هر کس که دستش سیاه باشد در گروه جایی نخواهد داشت!
    اون روزا دست اکثر بچه ها در اثر آج کردن گردوی پاسن تیره و قهوه ای بود اما دستای حسن علیزاده رسما سیاه بود!
    حسن که اصلا دلش نمی خواست از گروه سرود جا بمونه، اونقدر دستاشو به سطح آجر سایید که دستاش سفید شد! البته سفید که چه عرض کنم، سرخ شد؛ چون اونی که رفت سیاهی نبود، پوست دستش بود.
    بعد هم با افتخار دستاشو نشون آقای نقویان داد و اومد ایستاد کنار بقیه بچه ها و صدای زیر گروه سرود هم جور شد!

  6. اَما رِه بَوِردي به سال هاي قبل ……!!!! دمت گرم !!! اي كاش ميشد از فوتبال در هشت كله هم يادي كرد احتمالا بايد عكس هاش موجود باشه از مدير سايت تقاضا اين كارو ازشون دارم ممنون ميشيم !!! واقعا سرتا سر خاطره بود !!!!

  7. باسلام و خسته نباشید به آقا دکتر, که مارو هم برده تو حالو هوای 10-11 سال قبل.
    دوره ما بچه ها ( من و هادی ابوالحسنی, امین ابوالحسنی, عباس ابراهیمی, میثم یزدانی, محمد رنود(فرزند شهید رنود) و مرحوم سید قاسم ابوالحسنی.. جلو مسجد (زیر درخت توت) و پشت مسجد زیر درخت گردو جمع میشدیم.
    زمان ما عباس ابراهیمی, تا حدودی هم سید قاسم سگ دست بودن..
    یاد اون روزا بخیر
    صبح گردو بازی, بعدازظهر فوتبال .

  8. با سلام و احترام حضور شريف مردمان پاك سرشت روستاي هميشه جاويدمان گيلاس
    خواستم از كليه دوستان خوش ذوق و هنر كه در تهيه اين وبلاگ ،گزارشات و تهيه مطالب بكر كه حال و هواي گذشته را تداعي مينمايد تشكر و تقدير نمايم .
    سربلند و پيروز باد ايران و ايراني

  9. بسیار عالی و جالب از مدیر محترم سایت سپاسگزاریم که عصر دیجیتال با درج این مطالب سعی در حفظ یا یادآوری رسوم و فعالیت های خوب کذشته مان دارد در ضمن مطلبی بعنوان بازی های محلی جمع آوری شده از منابع اینترنتی در وبلاگ روستای کنارانجام وجود دارد . برای استفده علاقمندان
    همت تان بلند زندگی تان شاد و سرشار از کامیابی درود یزدان بر جوانان سرزمین پارس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.