صعود نوجوان 17 ساله آملی به قله دماوند

 

 قصدم این بود به نوک قله بروم

محمد ازلی نوجوان 17 ساله، اهل روستای گیلاسِ لاریجان و ساکن آمل است. او در روزهای پایانی مرداد امسال، همراه با گروه کوهنوردی بسیج روستای گیلاس راهی قله دماوند شد. در ابتدای مسیر خوشبین ترین افراد هم گمان نمی کردند محمد بتواند موفق به صعود بلندترین قله ایران شود. دماوند را آنهایی که می شناسند، می دانند چه کوه دشواری است. این قله ی به ظاهر آرام و مهربان، در چند صد متر پایانی مسیر، چهره ای کاملا متفاوت از خود نشان می دهد، به طوریکه گاها آدم های با تجربه هم درمانده و وحشت زده، از ادامه ی مسیر باز می مانند. محمد ازلی اما با وجود امکانات و تجربه ی بسیار اندک، در اولین کوهنوردی حرفه ای خود، موفق به صعود این کوه بزرگ و دشوار شد.

گفتگوی درگاه گیلاس با محمد ازلی:

– محمد ازلی الان چن سالته؟

17 سالمه

– کلاس چندمی و رشته ی تحصیلیت چیه؟

امسال میرم سوم دبیرستان؛ رشته ریاضی

–  درست خوبه؟

بله!

–  دوس داری دانشگاه بری؟

بله، حتما!

– می خوای تو چه رشته ای درس بخونی؟

مهندسی مکانیک خودرو

– چی شد که با گروه کوهنوردی اومدی دماوند؟ خودت خواستی بیای یا کس دیگه ای بهت گفت برو؟

به خاطر جمع افرادی که با هم بودیم و علاقه ای که خودم داشتم

– چرا هفته ی قبل از صعود، برنامه آمادگی قله پاشوره رو نرفتی؟

شرایط و موقعیت فراهم نبود.

– قبل از دماوند هم کوهنوردی رفته بودی؟ کدوم کوه؟

بله، سِلِبِن گیلاس (ارتفاع کمتر از 2000 متر)

– ورزش هم می کنی؟

دوچرخه سواری و پیاده روی

– من شنیدم با رژیم غذایی وزنتو کم کردی. قبلا چن کیلو بودی؟ الان چن کیلویی؟

بله کم کردم اما وزنم رو نمی دونم!

–  فکر می کردی بتونی تا آخرش صعود کنی؟

بله، به خاطر روحیه ای که افراد گروه داشتند

–  در طول مسیر سردرد، تنگی نفس، خواب آلودگی، تپش قلب یا هالت تهوع هم داشتی؟

فقط کمی سردرد به خاطر سردی هوا و خواب آلودگی به خاطر گوگردی که در ارتفاع بالا وجود داشت.

– نزدیک قله وقتی حالت بد شد، چرا برنگشتی پایین؟ چرا ادامه دادی؟

چون قصدم این بود که به نوک قله بروم.

–  به نظرت چرا همه ی بچه ها نتونستن تا نوک قله بیان؟

به خاطر مشکلاتی مثل سردرد شدید و حالت تهوع

– می دونی که قله دماوند بلندترین قله ایران و خاورمیانه ست. تازه بلندترین قله آتشفشانی آسیا هم هست. وقتی رسیدی نوک قله چه حسی داشتی؟

حس غرور و افتخار و سر بلندی برای روستا

– اصلا چرا تصمیم گرفتی به دماوند صعود کنی؟ می تونستی اون دو روز رو به خودت زحمت ندی و استراحت یا دوچرخه سواری کنی! چرا رفتی دماوند؟!

به خاطر عشق و علاقه ای که به قله دماوند داشتم و اراده و انگیزه ام

– بعد اینکه از قله برگشتی مشکلاتی مثل کوفتگی بدن، کشیدگی ماهیچه ها، زانو درد یا لرزش دست نداشتی؟

چرا! فقط کمی کشیدگی ماهیچه ها به خاطر سرازیری راه برگشت قله به پناهگاه

– دوست داری کوهنوردی رو ادامه بدی؟

بله!

– قله ی دماوند رو برای ما توصیف کن!

نشانه ی استواری ملت ایران و تنها قله ی مخروطی جهان

– اگه تابستون سال بعد بریم قله، تو هم میای؟

بله! حتما با همین گروهی که با هم بودیم می روم

IMG_3531

IMG_1337

IMG_3587

IMG_3624

IMG_3640

IMG_3646

IMG_3691

IMG_3701

IMG_3708

IMG_3676

IMG_3686

IMG_3677

IMG_3683

 

 

Bookmark the permalink.

3 Comments

  1. میثم یزدانی

    ای کاش کاری میکردین که ماهم میتونستیم بیام. امان از ……….

  2. حاج محمد سلام
    خسته نباشید مرد امیدوارم درکارات در زندگیت ودر درسات موفق وپیروز باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.