ضرب المثل های رایج در روستای گیلاس

سید روح الله ابوالحسنی:

مثل چيست؟

مثل، ‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد. كلمه” مثل ” عربي است و كلمه فارسي آن “ متل ” است. وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند. البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن. در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است. بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند. هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد.

مثل ها چند نوعند؟

عبارت مثل گاهي كوتاه است و در دو يا سه كلمه خلاصه مي شود مانند (فيل و فنجان ) كه مي فهماند دو چيز از جهت كوچكي وبزرگي با هم تناسب ندارند. اين مثل در اصل داراي 5 كلمه بوده ( آب دادن فيل با فنجان ) ولي معمولا با همان دو كلمه به اصل مثل اشاره ميكند. عبارت مثل گاهي دراز است مانند ( آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار را مي كنند ولي ارزش آنها وقت گرو گذاشتن معلوم مي شود ) چون لولهنگ از سفال ساخته شده ارزشش از آفتابه كه از مس است كمتر است. مثل گاه يك عبارت ساده است و گاه يك خط شعر.

( شتر در خواب بيند پنبه دانه         گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه )

مثل ها از كجا مي آيند؟

بعضي از مثلها حاصل پندهاي دانايان يا پيشوايان مذهبي يا تجربه هاي زندگي مردم است. اينگونه مثل ها را حكمت مي نامند. بعضي گفتار اشخاص نامدار تاريخي يا عادي بوده كه در موقع خاصي خيلي بجا و مناسب بوده و از بس به ذوق ديگران خوش آمده مشهور شده است. بسياري از مثل ها نتيجه داستاني است، خواه حقيقي يا افسانه اي باشد. در حالي كه مردم از داستان اصلي آن ممكن است بي خبر باشند و يا  ممكن است در هر شهري به صورتي نقل شود. بعضي از مثلها از يك قطعه شعر معروف گرفته شده است مانند، ( از ماست كه بر ماست ) كه از شعر معروف ناصر خسرو گرفته شده است. مثل هاي منظوم گاه ساخته و پرداخته شاعر است و گاهي از مثل هاي ساده گرفته شده و در شعر زيبا و مناسبي جا افتاده و جانشين مثل قديمتر شده است.

مثل چه فايده دارد؟

دانشمندان تاريخ و جامعه شناس در بررسي روحيات و اخلاق گذشتگان از مثل هاي جاري هر محلي استفاده مي كنند دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان مي كند. چون اين جمله ها كوتاه و زيباست و بر دل مينشيند و گفتگوي دراز را كوتاه مي كند و اگر در جاي خود استفاده شود اثر حرف بيشتر مي شود. درست به كار بردن مثل هم خودش يك هنر است. اگر در جاي نامناسب گفته شود و يا با موضوعي كه در ميان است مطابق نباشد ممكن است صورت متلك به خود گيرد.

در پايان تعداد 12 ضرب المثل با توضيحات در خصوص منشاء آن ارائه مي گردد. اميد است این ضرب المثل ها که در گویش بومیان گیلاسی هم دیده می شود، قطره اي از درياي هنر و فرهنگ گيلاسي را به خوانندگان محترم يادآور گردد.

***

چَنگِل بِنِه مَگِه  چال  بَکِردِنِه؟

 مگر بوته ی چُغندر چال کرده اند؟

 ( در بیان فراموشکاری بازماندگان شخص متوفی می آید  )

موارد استفاده : هر گاه کسی از دنیا برود و بازماندگانش حُرمت او را نگه ندارند یا دیگران قصد انجام عملی را داشته باشند که به نوعی بی احترامی به متوفی محسوب شود ؛ این مَثل بکار برده می شود که یعنی مگر عزیز ما چُغندر بود و در خاک رفت که شما اینقدر بی توجهید ؟

2-  اگر اینکار بیّه، مِن تِسِّه، زِنِّه وِرگ، ایارمِه
اگر این کار انجام شد برای تو گرگ زنده می‌آورم.
این مثل در امور محال و غیرممکن گفته‌می شود.

3- بَپِتِ خربِزِه، شالِ نصیب بونه
خربزة پخته نصیب شغال می‌شود.
زمانيكه چيزي با ارزش نصيب فردي بي لياقت مي شود.

 4- خی کِله، خی عمل اِنه
بچة خوک، خوک می‌شود.
از مار نزاید بجز بچة مار.

 5- آفتاب و وارِش شالِ عروسیه
آفتاب و باران نشانة عروسی شغال است.
کنایه از روبه‌صفتی و فرصت‌طلبی است.

6-  تِلاکِته، بورده شالِ پیشواز
جوجه‌خروس به استقبال شغال رفته‌است.
کنایه از به استقبال خطر رفتن است.

7- لِسَگ، جمعِ شاخدار دَکِتِه
حلزون هم جزو شاخداران به حساب آورد.
کنایه از اظهار وجود و خودنمایی است.

8- بامشی بَلِشتِ دیم داینه
صورت گربه لیسیده را دارد.
درباره کسانی که خود را می آرایند و ظاهرشان را زیبا نشان می دهند اما سیرتی نازیبا دارند این مثل را می آورند.

 9- شال، پوسِه کلا رِه گیر بیارده

شغال کلاه پوستین را گیر آورد.
هرگاه مالی بی رنج و زحمتی به کسی برسد و او هم بی دریغ خرج کند و یا دست تطاول به مال مردم دراز کند دیگران این مثل را می زنند که یعنی او دارد با مال مفت، بازی می کند.

10- شالِ دَس، گو بِتیم بِسپِرِسی؟
شکم گاو را دست شغال سپردی؟
هرگاه کسی امانتی را به دست فردی نااهل و ناامین بسپارد، دیگران با ذکر این مثل به او هشدار می دهند.

11- شو سیو، گو سیو
شب سیاه و گاو سیاه.
1- همان‌گونه که گاوِ سیاه در شبِ تاریک به چشم نمی‌آید، دزدی در دلِ شب هم از دید بسیاری مخفی می‌ماند بنابراین این مثل هشداری است که در این موقع ذکر می‌شود.
2- اگر کسی بخواهد در شب با لباس ساده یا کفش ساده بیرون برود این مثل را می‌زنند یعنی کسی متوجه عیب‌های لباس نمی‌شود.

 12- کنو رِ مونه
مثل زالو است.
1- این مثل، در وصف افراد سنگدل و خونریز می‌آید.
2- در مورد افراد نزولخوری که شیرة جان مردم را می‌مکند، این مثل زده‌می‌شود.
3- زنانی که بچة شیرخواره دارند، گاهی با بیان این مثل، در مورد فرزندانشان، حرص او به شیر خوردن را این‌گونه تشبیه می‌کنند.

 ادامه دارد …

 جهت دانستن مفهوم و يا به اشتراك گذاشتن متلهاي خود و ياري اينجانب در اين امر فرهنگي و بومي, آن را به آدرس E-MAIL اينجانب روح ا.. ابوالحسني RYM_1392@YAHOO.COM  ارسال فرمائيد.

Bookmark the permalink.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.