درباره گیلاس، طبیعت گیلاس

چرا روستا را دوست داریم؟ (به بهانه روز روستا)

امروز 15 مهر روز روستا و عشایر است و ما درحالی از روستا صحبت میکنیم که از آن دور افتاده ایم اما خوب که نگاه کنید هنوز هم با وجود پراکندگی مان در شهرهای بزرگ، دلبستگی به روستا باعث همبستگی ما با یکدیگر شده است. 

متن زیر را در یکی از سایت ها خواندم و به مناسبت روز روستا و عشایر در اینجا هم منتشر میکنم.

به بهانه روز روستا
هر چند تغییراتی در سبک زندگی روستا‌ها وارد شده اما روستا، همان روستاست با همان مردمانی که آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و پاکی حقیقت زندگی‌شان مال آنهاست.

به گزارش در زندگی روستایی آرامش نقش اصلی را بازی می کندویکی از مهمترین ویژگی ها و برتری های زندگی روستایی نسبت به زندگی شهری هم,همین آرامش است که تنها در روستاها می توان به آن رسید.

 

 

شاید بسیاری از شهرنشینان در همه ی زندگی خود آرامش یک شب یک مرد روستایی را نداشته باشند،پس از خیزش خورشید به پشت کوه ها و آمدن شب تیره در روستا, شنیدن آوای سگان در آغاز شب و آوای خروسان در سپیده دم,آنچنان آرامشی به روستا نشینان می دهد که همواره آنان را همراه است.

 

 

روستا نشینان همواره یار و یاور یکدیگرند و اگر دردی برای یکی از همسایگان پیش آید , دیگران او را درمانند، اما در زندگی شهری امروزی بسیاری از همسایگان حتی نام یکدیگر را نمی دانند چه برسد بخواهند یاور هم باشند.

 

 

روستا نشینان هنوز هم آیین ها و سنت های پیشینیان را پاس می دارند،هنوز هم تا پدر بر سر سفره ننشیند کسی نمی نشیند . هنوز هم فرزندان در پیشگاه پدر پایشان را دراز نمی کنندو هنوز هم به گویش پدران خود سخن می گویند و مانند شهری ها از سخن گفتن به گویش پدران خود شرم نمی کنند ! روستانشینان هنوز هم از همان پوشش (لباس) های ایرانی بهره می برند و بدان می نازند.

 

 

به عنوان یک شهرنشین که زندگی روستایی را بیشتر دوست دارم به روستا نشینان میهنم پیشنهاد می کنم هرگز آرامشی که در روستاها در کنار آنان است را با دلهره و اعصاب خوردی و شتاب کاری و سر و صدای شهری عوض نکنند.

خیلی وقت ها ممکن است فکر کنید زندگی شهری بسیار بهتر از زندگی کردن در روستا است؛ اما زندگی شهری و روستایی هرکدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. البته زندگی کردن در شهر بسیار راحتتر است، در کنار اینکه فرصتهای بیشتری برای رشد و ترقی در زندگی خواهید داشت، در شهر تسهیلات بسیاری در اختیار افراد است و فرصتهای بیشتری برای پول درآوردن خواهید داشت.

بچه هایی که در شهر زندگی می کنند میتوانند از تحصیلات خوبی بهره مند شوند زیرا مدرسه های شهر بسیار بهتر از مدارس روستایی است. وقتی فردی بیمار می شود بیمارستانهای خصوصی و دولتی بسیار بیشتری در شهر هست که میتوان برای درمان به آنها مراجعه کرد. مراکز خرید بزرگ، بانکهای مختلف، دفاتر کار، سینماها، هتلها، رستورانها و مراکز تفریح ازجمله دیگر امکانات شهرها هستند. تسهلات حمل و نقل در شهر بسیار بهتر از روستا است و شهرنشینان از امکانات برق، اتوبان و ارتباطات برخوردار هستندوازاینرو افراد می توانند زندگی راحت و لذت بخشی در شهر داشته باشند.

اما بااینکه زندگی کردن در شهر مزایای بسیاری دارد، معایبی نیز متوجه آن است، هزینه زندگی در شهر بسیار بالا است. اکثر کالاها در شهر بسیار گران هستندو هوای تازه و آب پاک با مشکل مواجه است. محیط با گردوغبار، دود، زباله و گازهای دی اکسید کارخانه ها آلوده شده است. بعضاً افرادی که در شهر زندگی میکنند مشکلات اخلاقی دارند و به همین علت آمار جرم و جنایت در شهر بسیار بالا است و دزدی و قتلهای زیادی در آن اتفاق می افتدو شهر همیشه شلوغ و پرسروصدا است. وسایل نقلیه و آدمهای بسیاری در آن در حال رفت وآمد هستندخیابانها کثیف و شلوغ است. به همین علت داشتن یک زندگی سالم در شهر بسیار مشکل است.

 

 

 

از طرف دیگر، زندگی روستایی مزایای مختلفی دارد، اصلیترین آن این است که مردم روستا با اتحاد و آرامش زندگی می کنند و آنها خیلی سخت پول درمی آورند و آنقدری در می آورند که برای زندگی کردنشان کافی باشد؛ به همین علت رقابت کمتری نسبت به همدیگر دارندو چون جامعه کوچکتری دارند، دوستان بیشتری دارند.

 

مردم روستایی معمولاً تلاش می کنند از عادات و فرهنگشان محافظت کنندروستا هوای تمیز و محیطی زیبا دارد و در آن خبری از سروصدا و شلوغی نیست، به همین علت آلودگی آن کمتر است.

 

روستاییان می توانند از سبزیجات و میوه های تازه استفاده کنند، محیط روستا لذتبخش و آرام با مناظری فوق العاده زیبا است؛ اما روستا هم فقط نقاط مثبت ندارد و معایبی نیز به همراه دارد روستا آدمهای باهوشی دارد که خیلی از آنها تحصیلکرده نیستند. بچه های روستا به مدارس روستا می روند و به تحصیلات پیشرفته شهری دسترسی ندارند و به همین علت نمی توانند از نظر تکنولوژی و پیشرفت همپای آنها جلو بیایند.

 

مردم روستایی باید با مشکلات مختلفی در زندگی دست و پنجه نرم کنند مثل مشکل مسافرت، آنها باید برای برآوردن بسیاری از نیازهای خود به شهر سفر کنندو بااینکه زندگی شهری بسیار راحت تر از زندگی روستایی است، زندگی روستایی همیشه با آرامش بیشتری همراه است.

روستاییان عمدتا از طریق ساختارهای خویشاوندی و سن و طایفگی به توزیع قدرت می پردازند اما در شهر توزیع قدرت عمدتا بر اساس تخصصی شدن تقسیم کار اجتماعی و ویژگی های طبقاتی است.

 

 

هر روستا دارای یک فرهنگ واحد و فرهنگ آن یک کلیت یکپارچه ای را بوجود می آورد واین فرهنگ یکچارچه تعیین کننده تمام ویژگی های زندگی افراد است اما فرهنگ شهر ناهمگون است و دارای خرده فرهنگ های مختلف و تنوع فرهنگ های زبانی و نژادی و قومی است.

 

 

زندگی روستایی آرام و آهسته پیش می‌رود، زندگی روستا هنوز هم خالی از سر و صداست و فرسوده‌شدن از سختی‌ها و هیاهوی زندگی شهرنشینی غایب همیشگی آن؛ در روستاست که شادی‌ها و غم‌ها تقسیم می‌شوندو آدم‌های روستا به هم نزدیک‌ترند و آنجاست که همسایه از حال همسایه خبر دارد.

 

آدم‌هایی که همیشه در جستجوی زندگی آرام و به دور از ازدحام شهرها هستند، تصویری شاعرانه از روستا در ذهن خود دارند و برای همین است که خیلی وقت‌ها می‌گویند خوشا به حالت ای روستایی؛روستایی خبر از بوق‌های پی درپی ماشین‌ها و هیاهوی شهرنشینی ندارد.

 

زندگی شهری اما نقطه مقابل روستاست و گذران زمان در شهر خود قصه‌ای متفاوت از روستا دارد،زندگی شهری مهارت و فوت و فن خاص خود را طلب می‌کندودر شهرها انگار پایانی برای سر و صدا و هیاهو نیست. صدای خیابان‌ها، ماشین‌ها و آدم‌ها آنقدر آزاردهنده است که گاهی به سرت می‌زند همه چیز را رها کنی و به کنجی دنج پناه ببری، البته اگر بتوان در شهرها جایی این چنین یافت. زندگی شهری، زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای نیست.

آدم‌ها در شهرها هر روز بی‌تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند. ارتباط‌ها در شهرها جزیی‌اند و زود گذر. آدم‌ها نسبت به هم بی‌تفاوتند و غرق‌شدن در شلوغی و هیاهوی شهرها مرگ صمیمیت‌ها و عاطفه‌هاست وشهر انگار که دنیای بیگانه‌هاست.

 

 

 

امروزی شدن روستاها

 

 

هرچند هنوز هستند روستا‌هایی که زندگی صنعتی و تاثیرات زندگی شهری آنها را متحول نکرده است، اما زندگی روستایی با تمام زیبایی‌هایش رو به سوی تحول دارد، اگرچه هنوز میان شهر و روستا تفاوت‌های بارزی وجود دارد، اما سبک زندگی روستاییان در حال تغییر است و با شتابی روز افزون از گذشته‌ها فاصله می‌گیرد.

حالا در برخی روستاها خیلی از سبک‌های زندگی شهری وارد شده، آنقدر که برای قدیمی‌ها کمتر چیز آشنایی از گذشته بر جای مانده است و برای کسانی هم که راه شهر را پیش گرفتند و سالیان دراز دور از روستایشان بوده‌اند، شاید باور دیدن روستای کودکی‌هایشان کمی ‌دشوار باشد.

هرچند در گذشته پوشش اهالی روستا با فرهنگ سنتی روستاییان پیوند داشت و با شهرنشینان کاملا متفاوت، اما حالا یکی از تغییرات روستاها نسبت به گذشته تغییر در پوشش اهالی روستاست که چندان تفاوتی با پوشش شهرنشینان ندارد، در خیلی از روستاها، روستاییان دیگر همچون گذشته لباس سنتی تن نمی‌کنند و حالا پوشش جوان روستایی فرق چندانی با جوان شهری ندارد.

زندگی روستایی مبتنی بر الگوی سازگاری با الزامات طبیعت است اما زندگی شهری مبتنی بر الگوی فرهنگ و ایجاد تغییر و دستکاری محیط و تسلط و بهره کشی از آن است.

 

 

این ویژگی ها و ویژگی های دیگر شیوه زندگی روستایی در دوره های گذشته اجازه نمی داد تا پدیده سبک زندگی به معنایی که در شهر دیده می شود بوجود آید. اما با رشد فرایند شهرنشینی و بهتر است دقیق تر بگویم “شهری شدن” در روستاها نیز سبک زندگی در حال شکل گیری است.

روستاهای ایران طی نیم قرن گذشته از نظر شیوه زندگی و ارزش های بنیادی فرهنگی دستخوش تغییرات مهمی شده است. از اینرو دیگر نمی توان با رویکردهای کلاسیک که روستا را مقر سنت می دید و شهر را مقر مدرنیته فهم کردوحتی صنایع دستی سنتی روستایی مانند قالیبافی و گلیم بافی و سفالگری و امثال اینها در حال از بین رفتن هستند و دختران جوان روستایی دیگر ترجیح می دهند به یادگیری مهارت نوین بپردازند.

در نتیجه رسانه ای شدن فرهنگ روستایی و تحولات ساختاری دیگر ارزش های اجتماع گرایانه رو به افول نهاده و ارزش های فردگرایانه در آن توسعه یافته است. این امر باعث تفاوت های اساسی بین نسل های بزرگسالان (پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها) با فرزندان و نوه های آنها شده است. این امر بیش از هر چیز در شیوه لباس پوشیدن و آرایش و شیوه های گفتار و رفتار نسل جوان روستایی تجلی و عینیت یافته است. دیگر به سهولت نمی توان تفاوت فرهنگی بارز بین جوان روستایی و شهری مشاهده کرد اگرچه همچنان این دو در زمینه های خاصی متفاوت هستند.

زمان می‌گذرد و با پیشرفت علم و پیدایش تکنولوژی، زندگی روستایی نیز رنگ و بوی دیگری می‌یابد. سبک زندگی در روستا حالا مثل بسیاری از جنبه‌های زندگی آدم‌های امروزی تغییر کرده و حالا به چشم روستا، شهر نمادی برای امروزی شدن است.

بسیاری از عناصر زندگی شهری در زندگی روستایی راه یافته است. حالا دیگر زن روستایی تقریبا از همان ابزاری استفاده می‌کند که زن شهرنشین در خانه‌اش دارد.

حالا در خانه زن روستایی جای جارو دستی را جارو برقی، جای پشتی را مبلمان و شاید جای سفره روی زمین را میز ناهارخوری البته نه در شکلی کاملا مدرن پرکرده است. دیگر بوی نان محلی در کوچه پس‌کوچه‌های روستا به مشام نمی‌رسد و انگار نان‌های ماشینی، سفره‌های خانه‌های روستایی را رونق می‌دهد.در کنار همه این تغییرات اضافه شدن برق، گاز، تلفن، مدرسه و بیمارستان همگی اجزایی از عناصر زندگی شهری است که زندگی روستایی را متحول و آن را به زندگی شهری نزدیک‌تر کرد.

عناصر زندگی شهری حالا در کنار زندگی روستایی جا خوش کرده و زندگی روستایی حالا مخلوطی از گذشته و حال است.هر چند تغییراتی در سبک زندگی روستا‌ها وارد شده اما روستا، همان روستاست با همان مردمانی که آسمان، زمین، عشق، هوا، سادگی و پاکی حقیقت زندگی‌شان مال آنهاست.

نویسنده: سامان دیهیم مقدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.